پنجشنبه 14 دی 1396  12:57
نوع مطلب: (#نهم ،#مدرسه ،) توسط:

ستایش :           به نام خدایی که جان آفرید(صفحه10)

                      هدف : آشنایی و درک خدا

1-  به نام خدایی که زندگی بخشید وقدرت سخن گفتن را به ما داد.

2-  خدایی که همیشه با ماست و یاری رسان است و بخشنده و توبه پذیر است.

3-تحت فرمان او است همه چیز . مثل انسان و  پرنده ومورچه و مگس.

  4- یکی را خوش بختی دهد و دیگری را از خوشبختی کنار گذارد.

5-اتش را تبدیل به گلستان کرد برای خلیل {ع} و کسانی را فرو برد دراتش اب نیل.               

 در نزد او تمام بزرگان کوچک و ناتوان هستند .

7- جهان متفق هستند بر خدایی او و دنیا ناتوان مانده از یافتن ذات او.

8-انسان همچو او نیابد دیدگان ناتوان در یافتن انتهای جمال او.

9-نگاهی بر دل خود بیندازی او به تو صفا را عطا می فرماید.

10-راه حق راه حضرت محمد{ص} و جز راه حق او هیچ راهی حق نیست و تنها در این راه می توان رفتنه راه دیگری .



  • آخرین ویرایش:پنجشنبه 14 دی 1396
نظرات()       

راهنمای معنی لغات ادبیات فارسی هشتم | ستایش تا درس 8: آزادگی



مباحث : 
ستایش
** فصل اول: زیبایی آفرینش **
درس 1: پیش از اینها 
درس 2: خوب جهان را ببین! صورتگر ماهر 
** فصل دوم: شکفتن **
درس 3: ارمغان ایران 
درس 4: سَفَر شکفتن 
** فصل آزاد: ادبیات بومی (1) **
درس 5: آزاد 
** فصل سوم: سَبکِ زندگی **
درس 6: راهِ نیک‌بختی 
درس 7: آداب نیکان 
درس 8: آزادگی 



  • آخرین ویرایش:پنجشنبه 14 دی 1396
نظرات()   
   
پنجشنبه 14 دی 1396  12:28
نوع مطلب: (#نهم ،#هشتم ،#هفتم ،#مدرسه ،) توسط:

140 تست فارسی نهم همراه با پاسخ نامه


  • آخرین ویرایش:پنجشنبه 14 دی 1396
نظرات()   
   
پنجشنبه 14 دی 1396  11:42
نوع مطلب: (#نهم ،#مدرسه ،) توسط:

آزمون ۳ آذر ۹۶ پایه نهم کانون قلم چی + پاسخنامه

آزمون 3 آذر 96 پایه نهم کانون قلم چی + پاسخنامه

همراه شما هستیم با آزمون ۳ آذر ۹۶ پایه نهم کانون قلم چی به همراه پاسخنامه تشریحی. سوالات از آزمون تقریبا هم ایده آزمون نمونه و تیزهوشان میباشد و میتوانید کمک شایانی به شما در موفقیت به شما در آزمون‌ها کند.

بودجه بندی آزمون ۳ آذر ۹۶ کانون

سوالات این آزمون از صفحات زیر است؛

  • فارسی صفحه‌های ۹ تا ۴۶
  • مهارت‌های نوشتاری ۱۲ تا ۳۴
  • عربی صفحه‌های ۱ تا ۳۸
  • پیام های آسمان صفحه‌های ۹ تا ۵۳
  • مطالعات اجتماعی صفحه‌های ۱ تا ۵۶
  • انگلیسی صفحه‌های ۱۵ تا ۴۷
  • ریاضی صفحه‌های ۱ تا ۴۸
  • علوم صفحه‌های ۱ تا ۶۰

دانلود آزمون ۳ آذر ۹۶ کانون

برای دریافت این آزمون به همراه پاسخنامه کاملا تشریحی بروی تصویر زیر کلیک کنید. پاسخنامه در انتهای فایل آزمون قرار دارد.

 

دانلود

منتظر نظرات و حمایت‌های شما هستیم.


  • آخرین ویرایش:پنجشنبه 14 دی 1396
  • برچسب ها:قلم چی ،
نظرات()   
   
پنجشنبه 14 دی 1396  11:32
توسط:

این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.


  • آخرین ویرایش:پنجشنبه 14 دی 1396
نظرات()   
   
پنجشنبه 14 دی 1396  11:31
توسط:

این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.


  • آخرین ویرایش:پنجشنبه 14 دی 1396
نظرات()   
   
پنجشنبه 14 دی 1396  11:29
توسط:

این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.


  • آخرین ویرایش:پنجشنبه 14 دی 1396
نظرات()   
   
پنجشنبه 14 دی 1396  10:44
نوع مطلب: (#نهم ،#مدرسه ،) توسط:

آزمون ۱۹ آبان ۹۶ پایه نهم کانون قلم چی + پاسخنامه

آزمون 19 آبان 96 پایه نهم کانون قلم چی + پاسخنامه

در این پست آزمون ۱۹ آبان ۱۳۹۶ کانون فرهنگی آموزش (قلم چی) رو برای شما عزیزان قرار داده‌ایم. این آزمون دارای سوالات تستی به همراه پاسخنامه کاملا تشریحی می‌باشد. سوالات این آزمون میتوانند کمک شایانی به شما در موفقیت در آزمون مدارس خاص کنند.

بودجه بندی آزمون ۱۹ آبان ۹۶ کانون

سوالات این آزمون از صفحات زیر است؛

  • فارسی صفحه‌های ۲۳ تا ۴۰
  • مهارت‌های نوشتاری ۱۲ تا ۳۴
  • عربی صفحه‌های ۱۸ تا ۳۲
  • پیام های آسمان صفحه‌های ۳۱ تا ۴۳
  • مطالعات اجتماعی صفحه‌های ۲۹ تا ۴۹
  • انگلیسی صفحه‌های ۲۹ تا ۴۱
  • ریاضی صفحه‌های ۱۸ تا ۳۶
  • علوم صفحه‌های ۲۵ تا ۴۸

دانلود آزمون ۱۹ آبان ۹۶ کانون

برای دریافت این آزمون به همراه پاسخنامه کاملا تشریحی بروی تصویر زیر کلیک کنید. پاسخنامه در انتهای فایل آزمون قرار دارد.

 

دانلود

منتظر نظرات و حمایت‌های شما هستیم.


  • آخرین ویرایش:پنجشنبه 14 دی 1396
نظرات()   
   

باسمه تعالی

آموزش تصویرخوانی/ تصویرنویسی ونگارش

جشنوارۀ نوجوان خوارزمی در رشتۀ زبان وادبیات فارسی در سه بخش  به شرح زیر برگزار می شود.

 بخش نخست :تصویرخوانی (بین7- 13سطر)
1) ابتدا دانش آموز عنوانی کوتاه، مناسب وزیبا برای تصویر انتخاب می کند.

2)توجه به جزئیات:  در این مرحله دانش آموز هرآنچه را که از برون تصویر مشاهده می کند وهرآنچه را که از درون تصویر (پس زمینۀ تصویر) می بیند ومخیل می کند، در قالب یک یا دوبند به صورت انشایی وکاملاً آزاد وخلاقانه وباتوجه به ارتباط عناصر وپیکرۀ تصویر وبدون توجه به ساختار کتاب(مقدمه، بدنه ونتیجه) می نویسد. (بین 5- 8 سطر)

3) پیام تصویر: در این مرحله دانش آموز پیام ویا پیام هایی که از تصویر برداشت می کنددر یک بند( بین 2- 5 سطر ) می نویسد.

بخش دوم: نگارش (مجموع بین 15- 20 سطر)
1) ابتدا دانش آموز از تصویر ارائه شده، یک «موضوع کلی» انتخاب می کند.

2) دانش آموز برای موضوع انتخابی خود،به روش بارش مغزی ، با توجه به تصویر(  برونه و درونۀ تصویر) معناسازی  وخوشه سازی می کند.

3) نوشتن بند مقدمه: دانش آموز - آن چه که قرار است در بند تنه بنویسد-  یعنی بخش از خوشه سازی ها و معناسازی ها را در بند مقدمه ،معرفی کلی می کند. در واقع دانش آموز ، در این بخش ،مقدمۀ متن خود را می نویسد. به بیان دیگر نویسنده ؛ بخش مقدمه را به معرفی موضوع و بیان ایدۀ اصلی خود از موضوع اختصاص می دهد.می توان گفت ؛ نویسنده  در بند مقدمه طرز تفکر وبرداشت خود را از موضوع می نویسد.( بین 2- 5 سطر)

4) نوشتن بند تنه/بدنه: بند تنه بخش اصلی نوشته است.دراین بخش نیازی نیست که دانش آموز هر آنچه در تصویر می بیند؛ تمام اجزا را را بنویسد.زیرا مشاهدات خودرا از تمام اجزا وعناصر در بخش تصویرخوانی (توجه به جزئیات) نوشته است.آنچه ارزش دارد؛این است که دانش آموز، آن سه یا چهار مورد را که از تصویر،معناسازی کلی انجام داده است ودر واقع بخش یا بخش هایی ازتصویر ،ریز موضوع نوشته اش  در بند های تنه  قرار گرفته است؛ در بند بدنه به صورت جملۀ موضوع  می نویسد وجملات موضوع را رابا شرح، تفسیر، توضیح، دلیل وتأیید و... تقویت ،پشتیبانی و حمایت می کند.

   در واقع هریک از معناسازی کلی ، موضوع نوشتۀ فرد در بخش تنه  خواهد بود.به طور مثال اگر دانش آموزی  یک موضوع کلی انتخابی از تصویر را ،چهار واژه خوشه سازی و معناسازی کرده باشد، هریک از آن واژه ها؛ موضوع یک بند در بخش بدنه خواهد بود.(بین9- 13سطر)

5) بند نتیجه: آخرین بخش نوشتۀ دانش آموز ،بند نتیجه است. در این مرحله دانش آموز می بایست از نوشته اش جمع بندی تأثیرگذار وتفکر برانگیز داشته باشد. متن تولیدی فرد در پایان  می بایست فرجام خوش ،تفکربرانگیزوتأثیرگذار باشد.(2- 4 سطر)

بخش سوم: خوانش،دانش آموز فقط بخش نگارش را اجرای خوانش داشته باشدو نیازی نیست که بخش اول نوشته (تصویرنویسی= انتخاب عنوان،توجه به جزئیات وپیام را) بخواند.

ناظرتخصصی کشوری جشنواره نوجوان خوارزمی


نظرات()   
   


انشای سارا نادری برگزیده استانی جشنواره خوارزمی استانی در محور ادبیات

(ماه چهره ی اسمانی)
به نام خدایی که نام او راحت روح است و ذکر او مرهم دل مجروح و مهر او بلانشینان را کشتی نوح...!
ستاره های درخشان اسمان چشمک زنان نوید امدن اورا می دادند.چشمک زنان مژده عدل و عدالت اورا می دادند.اسمان شب پر بود از ستاره هایی که قرار بود وقتی او می اید،فرشی شوند زیر قدم های مبارکش.فرشی شوند زیر قدم های مبارک او و یاران زمینی اش که به دعوت حق لبیک گفته بودند و ان قدر بزرگ بودند که فرشتگان نیز بال های خودرا برای حفاظت از انان بالا برده بودند.در اسمان شب ماهی بود که وقتی غرق تماشایش می شدم،رخ درخشان اورا می دیدم!
_ مادرجان؟
_بله دخترکم؟
_مادرجان یوسف زهرا مرا می بیند؟ازمن مراقبت می کند ؟صدایم می کند؟دوستم دارد؟او کی می اید؟مگر قلب کوچک من به عشق وصال او نمی تپد؟مگر او...
مادرم دستی بر گیسوانم کشید و لبخندی زد.لبخندش مانند غنچه ای بر جانم نشست. بوسه ای بر پیشانی ام زد.همان طور که به ستاره های اسمان خیره شده بود،گفت:دخترک عزیزم، ای خورشید من.نمی دانم از کدام ستاره نگاهت میکند اما ،نکند روزی تاج وجودش را از سرت برداری؟نکند روزی در خانه را بزند و تو نیاشی؟روزی فرا نرسد که با دل و جان صدایش نکنی.روزی نیاید که ساعتت را برای امدنش کوک نکنی.شبی نباشد که چشم انتظار نشانی از بهارش نباشی؟او با کوله باری از مهر می اید...در این زمانه که پر است از بی مهری و ناملایمات بی دین ها و شیاطین.باز میگردد بر دل سیاه ما.شکوفه ها با امدنش رقصان باد میشوند و اواز می خوانند.نمی دانم از کدام ستازه نگاهت میکند.اما او دوستت دارد.مراقبت است.او می اید.حتی اگر چشمان یک نفر باز یا بسته شود......او رفت.سوی چشمانش خاموش شد و به اسمان ها رفت.مادرم را میگویم.اکنون در اسمان دو ستاره دارم.اما هنوز نمی دانم از کدام ستاره نگاهم می کنی..
مادرم گفت هرگاه ساعتم را کوک کنم،هنگامی که زنگ خورد نو می ایی.اما تو بازنگشتی.ناخوداگاه به سوی اسمان کشیده می شوم.اسمانی که جلوه روی اوست.قدم به فرشی تیره که تکه دوز شده از ستاره هاست می گذارم.تا شاید...نگاهی،سایه ای،صدایی،اغوش گرمی،دست نوازشی،از او...قدم به فرش اسمان می گذارم.ستاره ها زیر قدم هایم میشکنند.برای رسیدن به وصال گل نرگسم،همه چیز را زیر پا خواهم گذاشت!
_اهای دختر جان؟کجا میروی این وقت شب،در اسمانی به این بزرگی؟نمی ترسی گم شوی؟تنها شوی؟اسمان تاریک شود،کوتاه شود؟باران بگیرد،خیس شوی؟شهاب بیاید اب شوی.سنگ بیاید خرد شوی.از این ها نمی ترسی؟این چه عشقی ست که تورا تا اینجا کشانده؟نمی گذارم بروی...حتی اگر گریه کنی،دلم نخواهد سوخت.حتی اگر...
گفتم:ای ستاره جان،ای همدم من در شب های تاریک،ای زیبای زیبا،ای روشنی،تو را به خدایت بگذار بروم.اگر نگذاری بروم دیگر ستاره ام نیستی.دیگر نمی گذارم نگاهم کنی.نورت را نمی خواهم.لبخندش را می خواهم.اگر بگذاری بروم،می شوی میوه دل و جانم...ستاره کمی فکر کرد.شاید به اشک هایم.اشک هایی که همچو رودی از چشمانم جاری میشد.ستاره گفت:چه قدر چشمانت زیباست!چه مروارید های درخشانی از ان ها می اید.چشمانت را بده هرجا خواستی برو.مروارید هایت را بده هرجا خواستی برو...با خودم فکر کردم مگر یعقوب نبی برای جگرگوشه اش،یوسف گم گشته اش،سوی چشم هایش را نداد؟مروارید های زیبا و درخشانش را نداد؟
_ای ستاره جان،دوستت دارم!بگیر،این هم مروارید هایم!
اه!حالا چگونه از این جا بگذرم..این جا اسمان نیست.انگاری شکافته شده است.اری!گیسوانم.گیسوانم راروی این تکه از اسمان پهن می کنم و می گذرم.مگر فاطمه از دوری حسینش چنگ بر گیسوانش نینداخت؟اشک نریخت؟مروارید درخشان چشمانش کم سو نشد؟...اشک نریخت؟گذشتم.گذشتم و گذشتم...
هوا روبه روشنی می رفت.خورشید گیسوان طلایی اش را فرش راه افق کرده بود و چلچله نغمه امدنت را سر می داد.بازهم شروع صبحی دیگر...بدون تو...
_دختر جان؟نمی ترسی اب شوی؟گرم شوی؟چه می خواهی؟سوزان تر از من نیست.گرم نر از من نیست.
_ای خورشید من.ای گرمای روزهایی که چیزی نیستند جز ناامیدی و یاس...عشق من به او گرم تر و سوزان تر از توست.تو گرمیت را،هستی ات را،روشنی ات را،از او می گیری.تو را به خدایت بگذار بروم.
_صدایت بر دلم نشست.صدایت را میخواهم.اگر صدایت را می دهی،ان قدر این جا بمان تا عشق گرم و سوزانت خاموش شود!از ان به بعد دیگر نمی گفتم.صدایم را دادم.فقط فکر می کردم.خورشید رفت و ماه تابان امد.حسش می کردم.با تمام وجود.با دل و جان.بسیار نزدیک بود.لبه ماه را گرفتم و بالا رفتم.بالا و بالاتر.او انجا بود.عزیز تر از همه عالم انجا بود.گمشده ام...نمی توانستم نگاهش کنم،تا شاید صدایم کند،دست نوازش بر گیسوان نداشته ام بکشد...فقط وجودش را احساس می کردم و بس...گویی به سمتم میاید.صدایم میکند،صدایی مهربان و اشنا...همین برایم کافی ست.مهدی ماه اسمان تاریک من است که در ان گم می شوم و او دستم را می گیرد..


نظرات()       
  • تعداد کل صفحات :8  
  • ...  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic