دپارتمان زبان و ادبیات فارسی شهرستان تاکستان
 
قالب وبلاگ
............................صفحه اصلی...................ورود...........عضویت............-- دانشگاه فرهنگیان قزوین کانال سروش کانال سروش کانال سروش کانال سروش
1-     ارتجالا انشایی می ساخت:

بی درنگ و بدون اندیشه قبلی انشا می خواند.

2-     لاجرم سپر بینداخت و از میدان بگریخت:

ناچار تسلیم شد و از میدان فرار کرد.

3-     خروس غالب حرکتی کرد نه مناسب حال درویشان:

خروس پیروز برخلاف رفتار جوانمردان رفتار کرد.

4-     حریف مغلوب که تسلیم اختیار کرده، مخذول و نالان استرحام می کرد:

خروس شکست خورده که تسلیم شده بود، خوار و زاری کنان طلب رحم می کرد.

5-     مخور طعمه جز خسروانی خورش     /    که جان یابدت زان خورش، پرورش:

تنها؛ غذای شاهانه بخور /  تا جانت از آن غذا قوی شود و پرورش یابد.

6-     دمی آب خوردن پس از بد سگال      /     به از عمر هفتاد و هشتاد سال :

لحظه ای آرامش پس از نابودی دشمن/ از عمر طولانی بهتر است.

7-     مگر در ریاضی که «کُمیتَش لنگ بود...»:

جز در درس ریاضی که ضعیف بود و مشکل داشت.

8-     خشت می زد:              سخن بی ارزش می گفت.

9-     اشتر به شعر عرب در حالت است و طرب    / گر ذوق نیست تو را کژ طبع جانوری

شتر با شعر عرب خوشحال و شادمان می شود/ اگر تو ذوق خوشحالی نداری، حیوان بی ذوقی هستی.

10-     فی الجمله نماند از معاصی منکری که نکرد و مسکری که نخورد:

خلاصه، از گناهان، هر کار زشتی انجام داد و هر گونه شرابی را خورد.

11-     کبوتری که دگر آشیان نخواهد دید    /  قضا همی بَرَدَش تا به سوی دانه و دام:

کبوتری که سرنوشتش نابودی باشد/ تقدیر او را به سوی گرفتاری در دام می کشاند.  



طبقه بندی: #دبیرستان_دهم، #مدرسه،
[ پنجشنبه 22 خرداد 1399 ] [ 11:12 ] [ ]
1-     خود را به نیکی و نیکوکاری به مردم نمای و چون نمودی به خلاف نموده مباش:

خود را به مردم خوب نشان بده ولی به دروغ خود را خوب و نیکوکار نشان نده.

2-     به زبان، دیگر مگو و به دل دیگر مدار تا گندم نمای جو فروش نباشی:

سخن در دل و زبانت یکی باشد تا دروغگو و فریبکار شناخته نشوی.

3-     و اندر همه کاری از خویشتن بده، که هر که داد از خویشتن بدهد، از داور مستغنی باشد:

در همه ی کارها منصفانه قضاوت کن چون هر کس منصفانه قضاوت کند از قضاوت دیگران بی نیاز خواهد بود.

4-     و اگر غم و شادیت بود، به آنکس گوی که او تیمار غم و شادی تو دارد:

اگر غم و شادی داشته باشی،  آن را به کسی بگو که در غم و شادی به فکر تو باشد.

5-     اثر غم و شادی پیش مردمان، بر خود پیدا مکن:

غم و شادی خود را بر دیگران آشکار نکن.

6-     و نومیدی را در امید، بسته دان و امید را در نومیدی:

و نا امیدی و امیدواری را به هم وابسته بدان.   ( پس از ناامیدی، امیدی هست و پس از هر امیدی، نا امیدی)

7-     رنج هیچ کس ضایع مکن و همه کس را به سزا، حق شناس باش خاصّه قرابت خویش را:

نتیجه ی تلاش کسی را تباه نکن و به شایستگی قدرشناس دیگران باش به ویژه خویشاوندان خود.

8-     چندان که طاقت باشد با ایشان نیکی کن:

تا جایی که امکان داشته باشد، به خویشاوندان نیکی کن.

9-     و پیران قبیله ی خویش را حرمت دار و لیکن به ایشان مولع مباش تا همچنان که هنر ایشان همی بینی، عیب نیز بتوانی دید:

و به بزرگان احترام بگذار ولی علاقه بیش از حد نداشته باش( به آنان حریص نباش) که همان طور که هنرشان را می بینی، بتوانی عیبشان را هم ببینی.

10-     و از آموختن ننگ مدار تا از ننگ رَسته باشی:

و از یادگرفتن خجالت نکش تا از عیب و عار  رها شوی. 



طبقه بندی: #دبیرستان_دهم، #مدرسه،
برچسب ها: درس دوم،
[ پنجشنبه 22 خرداد 1399 ] [ 11:09 ] [ ]
معنی شعر 

1-     چشمه ای از سنگی جدا شد/ وغرّش کنان با خود نمایی، شتابان حرکت کرد.( سرعت و خودنمایی)

2-     گاهی مثل صدف دهانش کف آلود می شد/ و گاهی مثل تیری بود که به سمت هدف می رود.

3-     گفت: من در این میدان، بی نظیر هستم/ و مثل تاج، مایه ی زیبایی گل و طبیعت هستم. (غرور)

4-     وقتی می دوم، سبزه ها در آغوش من/ به سر و کتف من بوسه میزنند. ( خودستایی چشمه)

5-     وقتی پیچش موهایم را باز می کنم( امواجم صاف می شود)/ ماه چهره ی خود را در من می بیند.

6-     قطره ی باران که به زمین می افتد،/ به مروارید درخشانی تبدیل می شود.

7-     اگر آن قطره با من همراه شود/ از خجالت سرش را پایین می اندازد.( کوچک کردن دیگران)

8-     ابر سرمایه اش (باران) را از من گرفته است/ و باغ هم زیبایی خود را از من گرفته است.(خودستایی)

9-     گل با همه ی  رنگ و شایستگی/ زندگی خود را از من دارد.(خودستایی، فخر)

10-     در زیر این آسمان آبی/ کسی نمی تواند با من برابری کند. (  تکبّر)

11-     همان طور آن چشمه که از غرور مست شده بود/ رفت تا از سرچشمه اش کمی دور شد.

12-     دریای خروشانی را دید/ که ترسناک و بی مانند می جوشید ( موج می زد)

13-     دریا فریاد می کشید به طوری که گوش آسمان را کر کرده بود/ و خشمگین بود و برای همه ترسناک بود.

14-     درست مانند زلزله ای بود / که تنش را روی ساحل رها کرده باشد.

15-     وقتی چشمه ی کوچک آنجا رسید/ و شور و غوغای دریا را دید.... ( شگفت زدگی)

16-     خواست که از آن مهلکه دور شود/ و خود را از خطر نجات دهد.

17-     ولی چنان حیرت زده و ساکت شد/ که با آن همه خوش سخنی، مشغول ِ شنیدن صدای دریا شد. 



طبقه بندی: #مدرسه، #دبیرستان_دهم،
برچسب ها: درس یک،
[ پنجشنبه 22 خرداد 1399 ] [ 11:08 ] [ ]
  

1-     با نام آفریننده ی هفت آسمان (جهان) آغاز می کنم/ که آدم را از کمی خاک آفرید.

2-     خدایا، بخشش خود را نصیب ما کن/ و از روی محبت به کار ما توجّه کن.

3-     تو روزی دهنده ی موجودات ازآشکار و نهان هستی/ و تو آفریننده ی آفریده ها از دانا و نادان هستی.

4-     چه خوب که دهان و زبانم از لطف تو گویا شده/ وهمه ی آشکار و نهان وجودم تو هستی.

5-     وقتی در فصل بهار زیبایی ات را آشکار میکنی/ و در حقیقت چهره ی خود را نشان می دهی.

6-     نور چهره ات را بر طبیعت می تابانی/ و نقش های عجیبی را در طبیعت به وجود می آوری.

7-     گل از شوق دیدارت در بهار شکوفا می شود/ و به همین دلیل رنگ های بی شمار دارد.(جمال الهی)

8-     من هر چه تو را توصیف می کنم تو بیشتر از آن هستی/ و یقین می دانم که روح بخش موجودات هستی.

9-     خدایا، من هرگز نمیدانم/ و فقط تو آنچه را که می خواهی، میدانی. ( دانایی خدا)



طبقه بندی: #دبیرستان_دهم، #مدرسه،
برچسب ها: ستایش،
[ پنجشنبه 22 خرداد 1399 ] [ 11:06 ] [ ]
-
-

ادامه مطلب

طبقه بندی: مناسبت،
برچسب ها: رحلت امام،
[ چهارشنبه 14 خرداد 1399 ] [ 14:28 ] [ ]

روز پاسداشت زبان و ادب فارسی گرامی باد

مرا غمز کردند کان پر سخن/ به مهر نبی و علی شد کهن
*
نترسم که دارم ز روشن دلی/ به دل مهرجان نبی و علی
*
که من شهر علمم، علیم در است/ درست این سخن قول پیغمبر است...
*
...چهارم علی بود جفت بتول/ که او را به خوبی ستاید رسول
*
از او بر روان محمد درود/ به یارانش بر هر یکی برفزود
*
سر انجمن بد ز یاران علی/ که خواندش پیمبر علی ولی
*
وگر در دلت هیچ مهر علی است/ تو را روز محشر به خواهش ولی است
*
پس از مصطفی مدح شیر خدا/ بود نزد ارباب عرفان روا

به مدح علی خامه سر می‌کنم/ زمین تا فلک پر گهر می‌کنم...

ز جولانگه غیب بیرون خرام/ برون آر تیغ علی از نیام

سر دشمنان از بدن دور کن/ برای دل دوستان سور کن
شهادت مظلومانه امیر المومنین علی(ع) تسلیت باد
۲۵ اردیبهشت روز پاسداشت زبان فارسی و روز بزرگداشت حکیم سخن فردوسی گرامی باد.




طبقه بندی: مناسبت،
[ جمعه 26 اردیبهشت 1399 ] [ 00:20 ] [ ]


انشا درسی است که در صورت اعتنا واعتلا ، انقلابی در آموزش و پرورش کشور ایجاد می کند و فرهنگ جامعه را به شکل جهشی ، ارتقای درجه می دهد .

استفاده از پنج حس برای نوشتن انشا لازم است و باید این پنج حس در دانش آموز تقویت شود . کار انشا این است که به شاگرد بگوید خوب ببین ، خوب بشنو ، خوب لمس کن ، خوب بچش وخوب استشمام کن .

با انشا می توانیم درد ها و خواسته های جوانان را کشف کنیم و با دادن موضو عات در مان گر آن ها را درمان کنیم .

کار انشا پرورش فکر وانسان های متفکر است . انشا مادر دروس است . اگر مادر ضعیف باشد ، بچه های ضعیف و ناقصی تحویل می دهد . پرورش انسان های محقق و پژو هشگر به عهد ه ی درس انشاست .

انشا در واقع همان مهارت دانش آموز در امر نوشتن است که با بکار گیری واژه ها و کلمات ، جملات وعبارات زیبایی با توجه به قواعد دستور زبان می نویسد وبا نوشته ی خود اندیشه ای را ارائه می دهد.

بین مهارت نوشتن ودیگر مهارت های آموزش زبان فارسی رابطه ی معنا داری وجود دارد و لذا برای ایجاد مهارت نوشتن به پرورش مهارت در گوش دادن ، صحبت کردن ، خواندن و تفکر باید توجه کرد .

مهارت در نوشتن انشا نشا نه ی تکامل در زبان آموزی است ، اگر فردی نتواند دیده ها و شنیده ها و اندیشه های خود را بر اساس قواعد نگارش بنویسد ، در واقع به هدف زبان آموزی دست نیافته است .

انشا روح آموزش وپرورش است نگذاریم این این روح نا دیده گرفته شود .



ادامه مطلب

طبقه بندی: #هنرستان3، #هنرستان2، #هنرستان1، #دبیرستان_یازدهم، #دبیرستان_دوازدهم، #دبیرستان_دهم، #نهم، #هفتم، #هشتم، #مدرسه،
[ سه شنبه 16 اردیبهشت 1399 ] [ 07:01 ] [ ]

انسان بزرگ نمی شود جز بوسیله فکرش
شریف نمی شود جز به واسطه رفتارش
و قابل احترام نمی گردد جز به سبب اعمال نیکش.بهترین عکس روز معلم

روز معلم مبارک


[ جمعه 12 اردیبهشت 1399 ] [ 03:25 ] [ ]

گل بیخار میسر نشود در بستان

گل بیخار جهان مردم نیکو سیرند

سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز

مرده آنست که نامش به نکویی نبرند

سعدی شیرازی که نام کامل ابو محمد مشرف الدین مصلح بن عبدالله بن مشرف و تخلص او سعدی است در سال 606 هجری قمری معادل 588 هجری شمسی در شیراز به دنیا آمدند و در سال 690 هجری قمری مطابق با 669 هجری شمسی در همان شیراز درگذشت. سعدی پدر خود را در کودکی از دست می دهد. اوضاع نابسامان شیراز در دوه خوارزمشاهیان سبب شد که سعدی در سال 623 هجری قمری به بغداد به منظور تحصیل عمل در مدرسه نظامیه این شهر هجرت کند. سعدی در این شهر از اساتیدی مانند امام محمد غزالی که او را در گلستان خود امام مرشد نامیده است و همچنین شهاب الدین عمر سهروردی و سبط بن جوزی بهره برد.

پس از پایان تحصیل در مدرسه نظامیه بغداد سعدی به شهرهای مختلف شام و حجاز آن زمان و به نقلی به هندوستان، فلسطین و دیگر کشورها به جهت نطق و وعظ و ترویج مبانی اسلامی و اخلاقی سفر می کند و در سال 655 هجری قمری به شیراز باز می گردد. در همین زمان و در کمتر از دو سال یعنی سالهای 655 و 656 سعدی کتاب بوستان و گلستان خود را نگارش می کند که این خود جای شگفتی دارد و برخی آن را شبیه به معجزه می دانند. این دو کتاب سعدی بیشتر جنبه های اخلاقی و آموزنده داشته اما حضر سعدی غزلیاتی دارند که مضامین پندآموز، عاشقانه و عارفانه دارند.


[ سه شنبه 2 اردیبهشت 1399 ] [ 02:47 ] [ ]
فقیه عالی قدر، محقق فرزانه حضرت آیت الله العظمی حاج ملا علی اکبر ایزدی سیادهنی(ره) متولد 1265 قمری از علمای خانواده ایزدی سیادهنی و نمونۀ کامل یک انسان با اخلاق و با خداست. از این عالم برجسته دو تصنیف در فقه و اصول برجای مانده است. وی یکی از نامی ترین علمای معاصر منطقه و دارای علم و فضل و تقوی و پرهیزگاری و نفوذ معنوی بسیار بود.
ملا علی اکبر سیادهنی(ره) بعد از سپری کردن دوران کودکی در محضر آیت الله آخوند ملا علی النقی خیارجی(ره) یک دوره سطح و یک دوره مخارج را به پایان آورد و در همان دوران به مرتبۀ اجتهاد رسیده بود. مع ذالک برای ادامۀ تحصیلات به تهران رفت و چند سالی به خواندن علوم مختلف پرداخت آن گاه روانۀ عتبات گردید و چندی از محضر میرزای بزرگ استفاده کرد و چون سرگرمی میرزای فقیه طوری بود که برای محصلین بهره مند نمی شد. لهذا به نجف اشرف رفت و نزدیک به ده سال در حوزۀ درس آیت الله حاج میرزا حبیب الله رشتی و شیخ محمد کاظمینی و شیخ لطف الله مازندرانی به کسب فضایل و اکمال معلومات پرداخت و به دریافت پروانۀ اجتهاد نائل گردید و ضمنا حوزۀ درسی نیز داشت و سطح را تدریس می فرمود. در مصدر قضاوت جلوس داشت و در رفع مرافات چنان بی نظیری و دقت نشان می داد که مورد توجه عامه قرار گرفته بود. در خاطرات عارف قزوینی نیز تام این مرد بزرگ دیده می شود.  ایشان در سال 1319 قمری به زیارت خانۀ خدا مشرف شدند. وی با کمال عزت هفتاد و شش سال دوران زندگی را گذراندند و در روز سیزدهم فروردین 1300 شمسی مطابق با 1340 قمری عالَم فانی را بدرود گفته و دعوت حق را لبیک اجابت گفت.
از نوادگان وی می توان به حجه الاسلام والمسلمین آشیخ مجید ایزدی اشاره کرد.

[ چهارشنبه 13 فروردین 1399 ] [ 21:37 ] [ ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

تعداد کل صفحات : 51 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وبلاگ

گروه آموزشی زبان و ادبیات فارسی متوسطه اول شهرستان تاکستان
علم فرهنگ
کد شاماد:
1-1-693734-64-0-4
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات