دپارتمان زبان و ادبیات فارسی شهرستان تاکستان
 
اِستعاره اصطلاحی در علم بیان به معنای نوعیمجاز لغوی با علاقه مشابهت است. استعاره از نخستین مسائل علوم بلاغی است که مورد توجّه مفسّران قرار گرفت و نخست از دامن مباحث مربوط به دفع شبهات از قرآن و اعجاز قرآن برخاست.
استعاره از ریشه «ع‌-و‌-ر» گرفته شده و به معنایعاریه خواستن و عاریه گرفتن است. این واژه، از اصطلاحات علم بیان است. استعاره، در لغت به معنای "عاریه خواستن لغتی به جای لغت دیگر است.

تعریف استعاره

[ویرایش]

در تعریف استعاره گفته‌اند: کاربرد لفظ در معنای غیرحقیقی آن همراه با علاقه تشابه میان معنای حقیقی و مجازی و قرینه‌ای که مانع از اراده معنای حقیقی می‌شود. در حقیقت، استعاره نوعیمجاز لغوی است که علاقه آن مشابهت باشد و گاه از آن به «مجاز استعاری» تعبیر می‌کنند، در برابر مجاز مرسل، و آن مجازی است که علاقه آن غیر مشابهت باشد؛ برای مثال، کسی که انسانشجاعی را در مدرسه دیده است و می‌گوید: «رأیت اسداً فی‌المدرسه» لفظ «اسد» را که نام شیراست به معنای مرد شجاع به‌کار برده است و رابطه میان معنای حقیقی (شیر) و معنای مجازی (انسان شجاع) شباهت است. گوینده، آن مرد شجاع را در ذهن خود به شیر تشبیه، آنگاه نام شیر را به‌صورت استعاره بر او اطلاق کرده است، از این‌رو استعاره را تشبیه مختصر نیز نامیده‌اند؛ یعنی تشبیهی که یکی از دو رکن (مشبّه‌ یا مشبّهٌ‌به) حذف شده باشد. این تعریف از استعاره از زمانعبدالقاهر جرجانی رایج و ازسوی دانشمندان پس از وی، حدود آن به‌طور روشن و مشخّص بیان شده است.
بعضی دیگر استعاره را اینگونه تعریف کرده‌اند: در اصطلاح ادبیات فارسی بکار بردن واژه‌ای است به جای واژه دیگر با علاقه شباهت، با وجود قرینه. استعاره در واقع تشبیهی موجز و فشرده است؛ که تنها "مشبه به" آن باقی مانده باشد. علاوه بر آنشاعر در تشبیه، ادعای همانندی دو پدیده را دارد؛ اما در استعاره ادعای یکسانی آن دو را. این دو ویژگی، استعاره را هنری‌تر و خیال‌انگیزتر از تشبیهمی‌کند. همچنین استعاره نوعی مجاز است؛ با این تفاوت که اگر علاقه (ارتباط بین معنای حقیقی و مجازی) از نوع مشابهت باشد، استعاره است و اگر علاقه، مشابهت نباشد، مَجاز است.

ارکان استعاره

[ویرایش]

هر استعاره سه رکن دارد: مستعارٌمنه (همان مشبّهٌ‌به در تشبیه)، مستعارٌله (مشبّه)، مستعار(لفظی که عاریه گرفته شده) و نیز جامع (وجه شبه).
۱) مستعارمنه (مشبه به): معنای اولیه و ظاهری.
۲) مستعارله (مشبه): معنای باطنی و مورد نظر شاعر.
۳) جامع (وجه شبه): ارتباط میان واژه اولیه و واژه مورد نظر.
۴) مستعار: لفظی که در آن استعاره شده است.
مثلاً در این بیت:
‌ای که بر مه کشی از عنبر سارا •••• چوگان مضطرب حال مگردان! من سرگردان را
در این بیت، مه "مستعارمنه" است. روی یار که به ماه تشبیه شده "مستعارله" است. "جامع" زیبایی و درخشندگی است؛ که باعث تشبیه روی دلدار به ماه شده است و لفظ "مه" مستعار است.


[ شنبه 28 تیر 1399 ] [ 06:49 ] [ ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

گروه آموزشی زبان و ادبیات فارسی متوسطه اول شهرستان تاکستان
علم فرهنگ
کد شاماد:
1-1-693734-64-0-4
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic