پنجشنبه 22 خرداد 1399  11:16
نوع مطلب: (#مدرسه ، #دبیرستان_دهم ،) توسط:

(   قالب شعر : سپید       دور نمایه : مرثیه سید الشهدا      )

 * درختان را دوست دارم/ که به احترام تو قیام کرده اند

که :  نشانه تعلیل آرایه ها : 1ـ تشخیص : درختان ، چون فعل « قیام کرده اند » را به درختان نسبت داده است. 2ـ حسن تعلیل : شاعر علت به ردیف و عمودی ایستادن درختان را احترام به امام حسین (ع) می داند. 3-ایهام تناسب : قیام کرده اند : 1- برپای ایستاده اند 2- شورش ، انقلاب/ مرجع ضمیر تو امام حسین (ع)     معنی : من درختان را دوست دارم ؛ زیرا برای احترام به تو ایستاده اند.

 * و آب را/که مَهرِ مادر توست./ که : نشانه تعلیل/مَهر : مَهرِیه : کابین زنان/آرایه ها : حسن تعلیل و تلمیح : به این که آب چشمه ی کوثر مهریه  حضرت زهرا (ع) است.آب ودرخت : تناسب /معنی : آب را به این علت دوست دارم که مهریه مادر تو ، حضرت فاطمه (س) است.

 * خون تو شرف را سرخگون کرده است.  :     شرف : آبرو ، اعتبار/آرایه ها : 1-     کنایه : سرخگون کردن کنایه از « اعتبار بخشیدن »2-     مجاز : خون مجاز از « شهادت»  معنی : خون تو (شهادت تو ) به شرف ، ارزش و اعتبار داده است.

* شفق آینه دار نجابتت،/و فلق ، محرابی،/که تو در آن /نماز صبح شهادت گزارده ای/آینه دار: کسی که آینه پیش روی کسی نگه دارد /نجابت : نجیب بودن ، بزرگواری

شفق : سرخی آفتاب هنگام غروب خورشید/فلق : سرخی آفتاب هنگام طلوع خورشید/گزارده ای : به جا آورده ای /آرایه ها : 1-  تشبیه بلیغ اسنادی : شفق آینه دار است وتشبیه  فلق ، محرابی : « فلق مانند محرابی است »2-   تناسب : شفق وفلق  ، محراب ونماز، فلق وصبح/ 3- شفق وفلق تضاد 3-  حسن تعلیل : شاعر علت تشکیل شفق را آینه دار بودن نجابت امام می خواند. مفهوم : عظمت و بزرگواری حضرت امام حسین (ع) معنی : سرخی شفق نشان دهنده مظلومیت تو است و فلق ، مانند محرابی است که تو در آن نماز شهادت به جا آورده ای.

 * در فکر آن گودالم/که خون تو را مکیده است  :        گودال : منظور گودال قتلگاه امام حسین (ع) که در آن به شهادت رسیدند وآرایه تشخیص دارد . آرایه ها : 1-    تشخیص : گودال خون را مکیده است. 2-    تلمیح : اشاره به کربلا که قتلگاه حضرت امام حسین (ع) بود. معنی : من در فکر آن گودالی ( کربلا ) هستم که خون تو را خورده است.

* هیچ گودالی چنین رفیع ندیده بودم/در حضیض هم می توان عزیز بود/از گودال بپرس

رفیع : بلند ، دارای ارتفاع/حضیض : گودال ، پستی ، نشیب متضاد « اوج » - جای پست/آرایه ها : 1-  تناقض : رفیع بودن گودال و در حضیض عزیز بودن 2-    تشخیص : از گودال بپرس3-    تلمیح : تلمیح به عبارت مشهور « شَرَفُ المَکان بِالمَکینِ »

معنی : من تا کنون گودالی که این گونه رفیع و بلند باشد ندیده بودم ، در عین ذلت می توان عزیز هم بود. از گودال سؤال کن ( تا به درستی سخن من پی ببری ).

 * شمشیری که بر گلوی تو آمد /       هر چیز و همه چیز را در کاینات/    به دو پاره کرد

کاینات : ( ج کاینه ) موجودات ، هستی یافتگان/ شمشیربرگلو آمدن : کنایه از شهادت ، کشته شدن /معنی : شمشری که که گلوی تو را برید ، همه ی دنیا و موجودات را به دو نیمه کرد.

* هر چه در سوی تو ، حسینی شد/   دیگر سو یزیدی  :  آرایه : 1-      تضاد : حسینی ، یزیدی                /2-     تلمیح/3 -    حسینی و یزیدی : کنایه از حق و باطل / حسینی شدن کنایه از طرفدار حق شدن و یزیدی شدن کنایه از طرفدارباطل شدن / حسینی ویزیدی تضاد دارند /مفهوم : شهادت تو معیار حق از باطل شد. معنی : هر چیز و هر کس که به سوی تو آمد و طرفدار تو شد بر حق و هر چیز و هرکس که در مقابل تو ایستاد بر باطل است.

 * آه ، ای مرگ  تو معیار !/ آه : صوت افسوس/معنی : آه ، ای کسی که مرگ و شهادت تو معیار حق و باطل شد. *

مرگت چنان زندگی را به سُخره گرفت/      و آن را بی قدر کرد/    که مردنی چنان ،/  غبطه ی بزرگ زندگانی شد

سخره : مسخره کردن/غبطه : آرزوی نعمت و سعادت دیگران را داشتن ، بدون آرزو کردن زوال نعمت و سعادت آنها.

آرایه : 1-    تشخیص : مرگ ، زندگی را به مسخره گرفتن /تشخیص : زندگی ، غبطه خوردن 2-    تضاد : مرگ ، زندگی / مردن ، زندگانی/ این که مردن غبطه ی زندگانی شود پارادوکس دارد ./ معنی : مرگ با شکوه تو آن گونه زندگانی را مسخره و بی ارزش کرد که حتی زندگانی ، آرزوی مرگی چون مرگ تو دارد.

 * خونت/  با خون بهایت حقیقت/در یک تراز ایستاد/در یک تراز : در یک سطح/تراز : معیار سنجش/ خون بها : دیه ، تاوان گشته شدن کسی /معنی: حقیقت که خون بهای توست با خون تو هم ارزش است ؛ خون تو عین حقیقت است. آرایه : مجاز : خون مجاز از « کشته شدن » با علاقه لازمیه/ خون بهایت (مشبه ) حقیقت (مشبه به )

* و عزمت ، ضامن دوام جهان شد/    - که جهان با دروغ می پاشد –/و خون تو ، امضای « راستی » است.

عزم : قصد ، نیّت ، اراده/ ضامن دوام :  علت بقا وپایداری /ضامن : ضمانت کننده ، عهده دارنده /آرایه ها : 1-     تشخیص : ضامن شدن عزم2-    تضاد : دروغ ، راستی3-امضا کردن کنایه از تصدیق نمودن ، تایید کردن 3-  حسن تعلیل : جهان با دروغ می باشد معنی : تصمیم و اراده ی تو ضامن بقای جهان شد ، دنیا از هم می پاشد و متلاشی می شود ، ولی تو با خون خود ، راستی و حقیقت را رواج دادی و روان ساختی.

* تو تنهاتر از شجاعت/     در گوشه ی روشن وجدان تاریخ/    ایستاده ای/به پاسداری از حقیقت/تو تنهاتر از شجاعت : تو تنها معیار شجاعت هستی    ( تو تنها تر از شجاعت را می توان به دوشکل تعبیر  کرد 1-تو تنها « تراز » شجاعت : تو تنها معیاری هستی برای نشان دادن شجاعت 2- تو تنهاتر از شجاعت : که دراین صورت « شجاعت » تشخیص دارد /گوشه وجدان : اضافه استعاری (وجدان به جایی تشبیه شده که گوشه دارد ) /تشخیص : وجدان تاریخ ، اضا فه ی استعاری/معنی : تو که در شجاعت مانند نداری و معیار شجاعت هستی ، در گوشه ای از تاریخ ایستاده ای و از حقیقت پاسداری می کنی.

 * و صداقت/  شیرین ترین لبخند/بر لبان اراده ی توست  :     آرایه ها : 1-    تشبیه بلیغ اسنادی : صداقت شیرین ترین لبخند است2-  حس آمیزی : شیرین ترین لبخند3-  تشخیص : لبان اراده4- لبخند ولبان تناسب /معنی : راستی و صداقت مانند لبخندی است که بر لبان تو نشسته است. ( تو پاسدار راستی و صداقت هستی )

 * چندان تناوری و بلند /   که به هنگام تماشا/ کلاه از سر کودک عقل می افتد/تناور : رشید ، تنومند ، بزرگ

آرایه ها : 1-     تشبیه بلیغ اضافی : کودک عقل2-  کنایه : کلاه از سر افتادن کنایه از « عاجز و حیران شدن » ناتوانی ، کلاه از سرکودک عقل می افتد کنایه از عظمت امام حسین(ع) و حیرت عقل/معنی : مقام تو آنقدر بلند است که عقل ناتوان انسان ، در برابر عظمت تو عاجز و متحیر می شود. ( عقل از درک عظمت امام حسین (ع) عاجز است )

ارتباط معنی دارد با بیت : ای چشم عقل خیره در اوصاف روی تو                     چون مرغ شب که هیچ نبیند به روشنی

* بر تالابی از خون خویش /    در گذرگه تاریخ ایستاده ای/  با جامی از فرهنگ/   و بشریت رهگذار را می آشامانی/- هر کس را که تشنه ی شهادت است –      تالاب : آبگیر ، حوض ، استخر/آرایه ها : 1-    تشیبه : گذرگاه تاریخ2-  تناسب : خون و شهادت ، جام وآشامیدن وتشنه ، گذرگه و رهگذر3  -   مجاز : جام    مجاز از شراب به « علاقه ی محلّیّه »4-   اشتقاق : گذرگاه ، رهگذر5-  تلمیح : به بخشی از زیارت اربعین : « وَ بَذَلَ مُهجَتَهُ فیکَ لِیَستَنقِذَ عِبادَکَ عَنِ الظَّلالِه و حیرِهَ الجَهالَه » : « او (حسین) خونش را در راه تو داد تا بندگانت را از گمراهی و سرگردانیِ نادانی نجات بخشد »6-تالابی ازخون : تشبیه واغراق فرهنگ : استعاره مکنیه ( به شرابی تشبیه شده که داخل جام ریخته می شود /تشنه بودن کنایه از خواستاروطالب بودن /معنی : در حالی که در کنار آبگیری از خون خود در مسیر تاریخ ایستاده ای ، به انسان هایی که عاشق شهادت هستند فرهنگ شهادت را می آموزی. مفهوم : اندیشه و فرهنگ عاشورا تداوم دارد

 


  • آخرین ویرایش:پنجشنبه 22 خرداد 1399
نظرات()   
   
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic