پنجشنبه 22 خرداد 1399  11:12
نوع مطلب: ( #دبیرستان_دهم ،#مدرسه ،) توسط:

1-     ارتجالا انشایی می ساخت:

بی درنگ و بدون اندیشه قبلی انشا می خواند.

2-     لاجرم سپر بینداخت و از میدان بگریخت:

ناچار تسلیم شد و از میدان فرار کرد.

3-     خروس غالب حرکتی کرد نه مناسب حال درویشان:

خروس پیروز برخلاف رفتار جوانمردان رفتار کرد.

4-     حریف مغلوب که تسلیم اختیار کرده، مخذول و نالان استرحام می کرد:

خروس شکست خورده که تسلیم شده بود، خوار و زاری کنان طلب رحم می کرد.

5-     مخور طعمه جز خسروانی خورش     /    که جان یابدت زان خورش، پرورش:

تنها؛ غذای شاهانه بخور /  تا جانت از آن غذا قوی شود و پرورش یابد.

6-     دمی آب خوردن پس از بد سگال      /     به از عمر هفتاد و هشتاد سال :

لحظه ای آرامش پس از نابودی دشمن/ از عمر طولانی بهتر است.

7-     مگر در ریاضی که «کُمیتَش لنگ بود...»:

جز در درس ریاضی که ضعیف بود و مشکل داشت.

8-     خشت می زد:              سخن بی ارزش می گفت.

9-     اشتر به شعر عرب در حالت است و طرب    / گر ذوق نیست تو را کژ طبع جانوری

شتر با شعر عرب خوشحال و شادمان می شود/ اگر تو ذوق خوشحالی نداری، حیوان بی ذوقی هستی.

10-     فی الجمله نماند از معاصی منکری که نکرد و مسکری که نخورد:

خلاصه، از گناهان، هر کار زشتی انجام داد و هر گونه شرابی را خورد.

11-     کبوتری که دگر آشیان نخواهد دید    /  قضا همی بَرَدَش تا به سوی دانه و دام:

کبوتری که سرنوشتش نابودی باشد/ تقدیر او را به سوی گرفتاری در دام می کشاند.  


  • آخرین ویرایش:پنجشنبه 22 خرداد 1399
نظرات()   
   
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات