دپارتمان زبان و ادبیات فارسی شهرستان تاکستان
 
قالب وبلاگ
............................صفحه اصلی...................ورود...........عضویت............-- دانشگاه فرهنگیان قزوین کانال سروش کانال سروش کانال سروش کانال سروش
معنی شعر 

1-     چشمه ای از سنگی جدا شد/ وغرّش کنان با خود نمایی، شتابان حرکت کرد.( سرعت و خودنمایی)

2-     گاهی مثل صدف دهانش کف آلود می شد/ و گاهی مثل تیری بود که به سمت هدف می رود.

3-     گفت: من در این میدان، بی نظیر هستم/ و مثل تاج، مایه ی زیبایی گل و طبیعت هستم. (غرور)

4-     وقتی می دوم، سبزه ها در آغوش من/ به سر و کتف من بوسه میزنند. ( خودستایی چشمه)

5-     وقتی پیچش موهایم را باز می کنم( امواجم صاف می شود)/ ماه چهره ی خود را در من می بیند.

6-     قطره ی باران که به زمین می افتد،/ به مروارید درخشانی تبدیل می شود.

7-     اگر آن قطره با من همراه شود/ از خجالت سرش را پایین می اندازد.( کوچک کردن دیگران)

8-     ابر سرمایه اش (باران) را از من گرفته است/ و باغ هم زیبایی خود را از من گرفته است.(خودستایی)

9-     گل با همه ی  رنگ و شایستگی/ زندگی خود را از من دارد.(خودستایی، فخر)

10-     در زیر این آسمان آبی/ کسی نمی تواند با من برابری کند. (  تکبّر)

11-     همان طور آن چشمه که از غرور مست شده بود/ رفت تا از سرچشمه اش کمی دور شد.

12-     دریای خروشانی را دید/ که ترسناک و بی مانند می جوشید ( موج می زد)

13-     دریا فریاد می کشید به طوری که گوش آسمان را کر کرده بود/ و خشمگین بود و برای همه ترسناک بود.

14-     درست مانند زلزله ای بود / که تنش را روی ساحل رها کرده باشد.

15-     وقتی چشمه ی کوچک آنجا رسید/ و شور و غوغای دریا را دید.... ( شگفت زدگی)

16-     خواست که از آن مهلکه دور شود/ و خود را از خطر نجات دهد.

17-     ولی چنان حیرت زده و ساکت شد/ که با آن همه خوش سخنی، مشغول ِ شنیدن صدای دریا شد. 



طبقه بندی: #مدرسه، #دبیرستان_دهم،
برچسب ها: درس یک،
[ پنجشنبه 22 خرداد 1399 ] [ 11:08 ] [ ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

گروه آموزشی زبان و ادبیات فارسی متوسطه اول شهرستان تاکستان
علم فرهنگ
کد شاماد:
1-1-693734-64-0-4
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات