دپارتمان زبان و ادبیات فارسی شهرستان تاکستان
 

چکیده

کتابهای فارسی نونگاشت دهم و یازدهم متوسطه دوم بهعنوان کتابهای مهم و فرهنگساز در میان سایر کتابهای درسی اهمیت فراوانی دارند؛ چرا که ضامن پاسداشت زبان و فرهنگ و هویت ایرانی و ملی اسلامی ما هستند. بر این اساس، نگارنده در این جستار بر آن بوده است تا ابتدا نقش و جایگاه ادبیات را بررسی کند، سپس به نقد این کتابها در چهار بخش قلمرو زبانی، محتوای فصلهای کتاب، روانخوانی و درسهای آزاد بپردازد و ضمن نگاه اجمالی به کتابهای پیشین، تغییر رویکرد این کتابها را به ادبیات معاصر و ادبیات داستانی نقد و واکاوی کند. همچنین، با ارائه راهکارها و پیشنهادهایی بر غنا و گستردگی کتاب بیفزاید و در عین حال، اشکالات عمده آن را برطرف سازد تا بستر مناسبتری برای درک و دریافت و التذاذ ادبی دانشآموزان فراهم گردد.

 

 

مقدمه

آیا ادبیات برای زندگی امروز بشر لازم و ضروری است یا جنبه تفننی و تجملی دارد؟ بیشک، اگر نقش ادبیات را تجملی بدانیم، بشر قادر خواهد بود هر وقت خواست از آن چشم بپوشد و تفنن دیگری را که با روح زمان او سازگار باشد، جانشین کند، اما با گسترش فضا و علوم و فناوری نه تنها ادبیات نقش و جایگاه گذشته خود را از دست نداده بلکه به صورت امری ضروری در زندگی بشر قرار گرفته است و هرچند تغییر سیما و هیئت داده، تغییر ماهیت نداده و پررنگتر از گذشته فرا روی انسان مدرن قرار گرفته است. بر این اساس، اگر بگوییم درس زبان و ادبیات فارسی، فانوس راه پرپیچوخم علماندوزی دانشآموزان است و حتی قادر است مسیر رشد و تعالی آنان را در سایر دروس نیز روشن کند، سخنی به گزاف نگفتهایم. چند سالی بود که همواره از تغییر کتب درسی متناسب با اهداف جدید آموزشوپرورش سخن گفته میشد تا اینکه از سال گذشته این هدف محقق گردید و کتابهای نونگاشت فارسی به همت جمعی از فرهیختگان و آشنایان وادی تعلیموتربیت تهیه و تدوین شد.

بدیهی است تألیف یک کتاب درسی با رویکرد مهارتی، که از اهداف خاص برنامه فارسیآموزی است، کاری بسیار زمانبر و در عینحال دقیق و حساس است و میبایست برای این کار از مؤلفان کتابهای فارسی دوره متوسطه دوم نهایت سپاس و قدردانی را بهعمل آورد. توجه ویژهای که این کتابها به سه قلمرو زبانی و ادبی و فکری جهت کالبدشکافی شعر و نثر داشتهاند سبب انسجام فکری و ذهنی فراگیرندگان و همچنین معلمان این دروس شده است. در واقع، در این کتابها تکلیف دانشآموز با متن پیشرویش کاملاً مشخص است و این از محاسن این نوع تقسیمبندی محسوب میشود و درک و فهم آنان را از محتوای اثر بسیار افزایش خواهد داد. بهویژه، تقسیمبندی کارگاههای متنپژوهی براساس این سه قلمرو به غنای کار و دریافت روح اثر بسیار کمک کرده است. نگارنده ضمن تقدیر و سپاس فراوان از کسانی که با دغدغه و احساس مسئولیت در برابر زبان و ادبیات گرانسنگ فارسی به تألیف این کتابها پرداختهاند، با توجه به اهمیت درس فارسی، بهعنوان معلم این کتاب با تجربه بیستساله تدریس دروس فارسی و تعامل با دانشآموزان و دریافت نظرات آنان و همچنین هماندیشی با همکاران مدرس این درس، بر خود لازم دیده است تا نقدی بر کتابهای فارسی نونگاشت پایه دهم و یازدهم بنویسد و گامی هرچند کوچک به فراخور بضاعت خود در راه گسترش و اعتلای فرهنگ و ادبیات این مرز و بوم بردارد. نگارنده نقد خود را در 4 بخش فراروی مخاطبان قرار میدهد:

1. نقدی بر قلمرو زبانی

2. نقدی بر محتوای فصلهای کتاب

3. نقدی بر روانخوانیها

4. نقدی بر درسهای آزاد.

نقدی بر قلمرو زبانی

ما ادبیات میخوانیم که از بندها رها شویم نه اینکه زنجیرهای محکمتری به پای ذهن و روح فرزندانمان ببندیم. خوشحال بودیم که این بار لذت معنا و حلاوت سخن را در جان و روح دانشآموزان خواهیم ریخت و جرعه جرعه عشق را، اما هنگامی که تکههای بریده بریده، درهم و وامانده یک شعر را میبینیم که آن را از انداموارگی موزونش به شلختگی و بدقوارگی کشاندهاند، روحمان میلرزد و احساس قرار گرفتن در سراشیبی سقوط بار دیگر در جانمان مینشیند، و چقدر افسوس میخوریم که حتی معلمان ادبیات این سرزمین که میبایست پاسبانان و حافظان واقعی اندیشههای سترگ و آسمانی شاعران و نویسندگان ما باشند، تکه پارههای شعر را در فضاهای مجازی و حتی کانالهای رسمی دبیران ادبیات به هم تعارف میکنند و بهبه و چهچه راه میاندازند. چه شده است ما را و به کدامین سوی میرویم؟ مادامی که غول بیشاخ و دم کنکور همچون بختک بر فضای کتابهای فارسی چنگ انداخته است، راه به جایی نخواهیم برد. از سال پیش که دستور آرایههای ادبی توأمان به قلمرو فارسی گام نهاد، کلمه به کلمه شعرها سلاخی شد و معنا، قربانی لفظ و ظاهر شد و اینگونه است که روز به روز در بند ظاهر ماندیم و بهسان نوکیسگانی که چند صباحی چشمانشان به خرده دیناری افتاده است، به نوکیسگی علمی دست یازیدیم. این چه بلایی است که بر سر شعر مولوی و فردوسی و حافظ درآوردهایم؟ مفاهیم سترگ و آسمانی و بلند مولانا را وانهادهایم و تمام تمرکز و قوای ذهن و روح فراگیرندگان را به قلمرو نکات دستوری و آرایهای کشاندهایم. با ادبیات که هنر است، بهسان علم رفتار کردهایم و میخواهیم در اختیار و در دایره تصرف ما باشد و بهسان یک فرمول، «شبحوار به جایگاه خویش در قفسه طبقهبندیهای علمی بخزد و تنها هنگامی حضور وجود خویش را نمایان کند که آن را فراخوانده باشیم در حالیکه ادبیات و شعر و هنر فرمانگذار اراده ما نیستند بلکه آزادانه جلوه میکنند و این دستگاه حساس ماست که نقشپذیر آنهاست. در اینجا نه اراده کنشگر (فعال) بلکه احساس کنشپذیر در کار شناخت است» (آشوری، 126:1373).

به نظر نگارنده، مباحث دستوری میبایست متناسب با زبان معیار امروزی تعریف و تدریس شود. مخاطب امروز و کاربر زبان هیچ نیازی ندارد که نکات پیچیده دستوری قرون گذشته را دریابد. در حالیکه کتابهای فارسی جدید با چنین رویکردی دست تاجران و فرهنگفروشان را آنقدر باز کردهاند که اسب سرکش خود را بیمحابا در این وادی جولان میدهند و بسیاری از معلمان خاماندیش را نیز با خود همراه کردهاند. حرفی به گزاف نگفتهام اگر اذعان کنم که در کل یک غزل یا یک متن ادبی شاید دستور ـ جز مواردی بسیار اندک ـ به کمک معنا نمیآید اما آرایههای ادبی هنر است و دریچهای به روی معنا میگسترد. هرچه دانشآموز بیشتر به آرایههای ادبی مسلط باشد، دریافت او از مفهوم و حقیقت یک متن بیشتر خواهد شد. در عین حال، اوج زیبایی یک شعر زمانی بازیافته میشود که توان فوق طبیعی یک شاعر در چینش کلمهها و اعجاز آرایهها فراروی نگاه مخاطبان شکل میگیرد. به عبارت دیگر، تجزیه و تحلیل آرایهها دریافت معنی و مقصود شعر است و نثر، همانی که هدف نهایی ادبیات است، کشف معنی و درک التذاذ ادبی. بر این اساس، نگارنده جای دادن مباحث دستوری در قلمرو کتاب فارسی را نمیپسندد و پیشنهاد میکند که فصول جداگانهای برای آن در نظر گرفته شود؛ چرا که بسیاری از قواعد دستوری در حوزه دستور تاریخی است که امروزه، از بین رفته است و به نظر میرسد که مسائل مهمتری در حوزه دستور وجود دارد که باید دانشآموزان با آن مفاهیم آشنا شوند. زمانی که دانشآموز پایه یازدهم «را»ی نشانه مفعول را که در زبان معیار امروزی میبایست به کار ببرد، نمیشناسد چگونه انتظار داریم «را»ی فک اضافه را در همه ابیات و متون تاریخی 700 یا 800 سال پیش تشخیص دهد یا فعل مجهول را در متن تاریخی «قاضی بُست» بشناسد؟

حدود و ثغور قلمرو زبانی در مقدمه کتابهای فارسی مشخص شده است اما متأسفانه برخی از معلمان پا را از این نیز فراتر نهادهاند و انواع مصادر جعلی و حروف اضافه و فعلهای تاریخی را بدان افزودهاند و به خورد ذهن و روح دانشآموزان بیچاره دادهاند تا جایی که اگر جلوی این کار گرفته نشود، دستور تاریخی دکتر ابوالقاسمی را هم به کلاسهای درس خواهند کشاند. دستور قلمرو زبانی جز آنجا که به کمک معنا میآید نمیبایست در شرح و تفسیر متون و اشعار مورد توجه باشد؛ چرا که به گفته خود مؤلفان به انباشت دانش و فرسایش ذهنی دانشآموزان منجر میشود. به نظر میرسد که اگر دستور در فصول جداگانهای تدریس شود و سپس رویکرد مهارتی فراگیرندگان در قلمرو زبانی متون معاصر مورد توجه معلمان باشد، نتایج بهتری خواهد داشت و به کاربر زبان امروزی کمک خواهد کرد که بهتر سخن بگوید و بهتر بنویسد. همچنین، به نظر میرسد مفاهیمی که تحت عنوان «بیاموزیم» در کتابهای زبان فارسی گذشته آموزش داده میشده، بسیار کاربردی بوده و بسیاری از اهداف زبانآموزی دانشآموزان را محقق میکرده است. «بیاموزیم»ها بسیار کاربردی و مهارتی هستند و از نکات برجسته کتابهای سالهای گذشته محسوب میشدهاند.


نتیجهگیری

کتابهای نونگاشت فارسی دهم و یازدهم در برخی از موارد میبایست مورد تجدیدنظر مؤلفان قرار گیرد. برای مثال در بخش محتوا متناسب با انواع ادبی آن و قلمرو زبانی، روانخوانی و درسهای مربوط به ادبیات بومی. همچنین، تغییر رویکرد به ادبیات معاصر ایران و ادبیات داستانی در این کتابها از خلأهای اساسی این دو کتاب بهشمار میآید که نگارنده به آنها اشاره کرده است.


منبع

[ پنجشنبه 7 آذر 1398 ] [ 21:30 ] [ ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

گروه آموزشی زبان و ادبیات فارسی متوسطه اول شهرستان تاکستان
علم فرهنگ
کد شاماد:
1-1-693734-64-0-4
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات