نوشتم این غزل نغز با سواد دو دیده
كه بلكه رام غزل گردی ای غزال رمیده

 

عناصر پنجگانه)

واژه:نغز:خوب، نیک-

علم:ندارد

اصطلاح:غزل:نوعی از غالب شعری

اشاره قرآنی و حدیث:ندارد

بافت نحوی)تقدیم فعل

بافت ادبی) غزل و غزال :جناس ناقص، رام و رمیده:تضاد

معنی) ای یار من این غزل دلکشم را با آموخته ها و تجربیات چشمانم برایت نوشتم تا آرام شوی و از سرکشی و توسنیت دست برداری

 

 

 


سیاهی شب هجر و امید صبح سعادت
سپید كرد مرا دیده تا دمید سپیده

 

عناصر پنجگانه)

واژه: صبح سعادت: آغاز خوشبختی

علم:ندارد

اصطلاح:دیده سفید کردن : حوصله اش را سر آورد

اشاره قرآنی و حدیث:ندارد

بافت نحوی)تقدیم فعل در كرد مرا دیده

بافت ادبی) غزل و غزال :شب با  سپیده و صبح : تضاد ، شب و صبح و سپیده: تناسب

معنی) سیاهی شب هجر و امید صبح سعادت دیده مرا
سپید كرد تا سپیده دمید( من در شب دوری از یار به امید صبح وصال مرا خسته کرد تا اینکه صبح شد)

 

 


ندیده خیر جوانی غم تو كرد مرا پیر
برو كه پیر شوی ای جوان خیر ندیده

عناصر پنجگانه)

واژه: ندارد

علم:ندارد

اصطلاح:پیر شوی: عمر طولانی کردن ، پند گرفتن

اشاره قرآنی و حدیث:ندارد

بافت نحوی)  تقدیم فعل در ندیده خیر جوانی

                    تاخیر مفعول: غم تو كرد مرا پیر

بافت ادبی) غزل و غزال :جوانی و پیری : تضاد

معنی) خیر ندیده جوانی غم تو مرا پیر كرد ای جوان خیر ندیده برو كه پیر شوی (ای کسی که در جوانی به وصال معشوقت نرسیدی در غم تو در حال پیر شدنم امیدوارم پیر شوی تا عبرت بگیری)

 

 


به اشك شوق رساندم ترا به این قد و اكنون
به دیگران رسدت میوه ای نهال رسیده

عناصر پنجگانه)

واژه: ندارد

علم:ندارد

اصطلاح:میوه رسیدن: (به ثمر رسیدن) حاصل شدن

اشاره قرآنی و حدیث:ندارد

بافت نحوی)  تقدیم متمم به اشك شوق

                    تاخیر منادا

بافت ادبی) میوه و نهال :تناسب ، به این قد رساندم : مجاز از بزرگ شدن

معنی) ترا به اشك شوق به این قد رساندم و اكنون ای نهال رسیده میوه ات به دیگران رسد (ای یار من به امید وصالت بزرگ شدم و قد کشیدم ولی اکنون که وقت آن شده که به من برسی معشوق و یار کس دیگری شده ای)


ز ماه شرح ملال تو پرسم ای مه بی مهر
شبی كه ماه نماید ملول و رنگ پریده

 

عناصر پنجگانه)

واژه: ملال:به ستوه آمدن ، خسته شدن

علم:ندارد

اصطلاح: رنگ پریده: بیمار

اشاره قرآنی و حدیث:ندارد

بافت نحوی)  تاخیر منادا  در ای مه بی مهر          

بافت ادبی) مه : استعاره از یار زیبا ،   مه و ماه: جناس اختلافی 

معنی) ای مه بی مهر شبی كه ماه ملول و رنگ پریده نماید  ز ماه شرح ملال تو پرسم (ای یار بی وفای زیبا وقتی که در شب زرد رنگ می شوی از ماه علت بیماریت را می پرسم)



 


بهار من تو هم از بلبلی حكایت من پرس
كه از خزان گلشن خارها به دیده خلیده

 

عناصر پنجگانه)

واژه: گلشن:جای گل ،گلستان خلیده : در خود فرو رفتن

علم:ندارد

اصطلاح: رنگ پریده: بیمار

اشاره قرآنی و حدیث:ندارد

بافت نحوی)  تاخیر متمم         

بافت ادبی) بهار : استعاره از یار زیبا ،   تشبیه:بلبلی حکایت من 

معنی) بهار من تو هم از بلبلی حكایت من كه از خزان گلشن خارها به دیده خلیده پرس(ای یار چون بهار پر طراوت من، تو هم مانند دیگران از من علت فرو رفتن و ناراحتی و ناله هایم را بپرس)



 



به گردباد هم از من گرفته آتش شوقی
كه خاك غم به سر افشان به كوه و دشت دویده

عناصر پنجگانه)

واژه: سرافشان: تیغ و مانند آن که چیزی را ببرد

علم:ندارد

اصطلاح: آتش:انگیزه ، شور

اشاره قرآنی و حدیث:ندارد

بافت نحوی)  ندارد         

بافت ادبی) بهار : استعاره از یار زیبا ،   تشبیه:بلبلی حکایت من 

معنی) گردباد هم آتش شوقی را از من گرفته كه خاك غم به كوه و دشت دویده سر افشانی می کند(گردباد هم اگر در حال خروش است شوق اشتیاقش را از من گرفته که از دوری یار خاک بر کوه و دشت و چشمانش می زند)

هوای پیرهن چاك آن پری است كه ما را
كشد به حلقه دیوانگان جامه دریده

عناصر پنجگانه)

واژه: پیرهن چاک: کسی که پیراهن وی دریده شده باشد

علم:ندارد

اصطلاح: به حلقه کشیدن: دیوانگان را به حلقه می بستند تا در بند شود

اشاره قرآنی و حدیث:ندارد

بافت نحوی)  ندارد         

بافت ادبی) ندارد 

معنی) شور و حال و دوری آن زیبا روی است که مرا به دیوانگی کشیده

 

 

 

 

فلك به موی سپید و تن تكیده مرا خواست
كه دوك و پنبه برازد به زال پشت خمیده

عناصر پنجگانه)

واژه: تکیده: لاغر شده ، لاغر، باریک

       دوک: آهن دراز که در چرخه ریسمان باشد ، تنیدن چیزی را

       زال: پیر و فرتوت و سفید موی

علم: زال: پدر رستم (که این جا مورد نظر نیست)

اصطلاح: به حلقه کشیدن: دیوانگان را به حلقه می بستند تا در بند شود

اشاره قرآنی و حدیث:ندارد

بافت نحوی)  ندارد         

بافت ادبی) سفید و دوک و پنبه : تناسب،  موی سفید : مجاز از پیری

معنی) فلك مرا به موی سپید و تن تكیده خواست
كه دوك و پنبه به زال پشت خمیده برازد ( سرونشت من  این چنین است که آنقدر انتظار یار بکشم تا موی سرم سفید و تنم لاغر مانند دوکی که برای حلاجی کردن پنبه می زنند )

 


خبر ز داغ دل «شهریار» می شوی اما
در آن زمان كه ز خاكش هزار لاله دمیده

 

عناصر پنجگانه)

واژه: داغ دل: دارای دلی داغدار

علم:شهریار: محمد حسین بهجت تبریزی

اصطلاح: ز خاكش هزار لاله دمیده: از دنیا رفتن

اشاره قرآنی و حدیث:ندارد

بافت نحوی)  ندارد         

بافت ادبی) ندارد 

معنی) هنگامی داغ دل و درد دل شهریار را می شنوی اما دیگر فایده ای ندارد چون شهریار از دنیا رفته و بر مزارش از شدت عاشقی گل های لاله رویده اند



"محمدحسین بهجت تبریزی
"

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic